| | ||||
| | ||||
| ||||
| | ||||
| | ||||
| |
|
|
|
يه سال ديگه گذشتو يه ماه رجب ديگه رسيد... کاش بشه توو اين يه ماه فقط با خدا بود و گناه نکرد. ثواب کردن و عبادت توو اين ماه سعادت بزرگيه که نصيب هرکسي نميشه. چقدر آدما بودن که اول رجب روزه گرفتنو بي اختيار يه چيزي خوردنو روزشون باطل شده ، چقدر آدما هستن که با خودشون قرار گذاشتن هر روز قرآن بخوننو وقت نميکنن بخوونن ، چقدر آدما هستن که ميخوان گناه نکننو بازم قرارشون يادشون ميره... پس اگه توو اين ماه روزه ميگيريو يه بهره اي از قرآن ميبري بدون که خدا خيلي دوست داره... چقدر خووب ميشه اگه قرار بزاريم از امروز نمازامونو اول وقت بخونيم ، روزي يه بار يه سوره از قرآنو حتما بخونيم ، يا روزي يه دونه حديث حفظ کنيم ، هر روز صدقه بندازيم ، سعي کنيم حروم خدا رو حلال نکنيم و ... اين ماه ماهه خداست ، پس هرکاري که ميتوني انجام بده تا خوشحالش کني ، سعي کن اگه ميخواي کاري کني به نيت رضاي خدا باشه ، اگه ميخواي دعا کني ، اين يه ماهه اول خداي خودتو ستايش کن بعد نيازاتو بهش بگو ، خيلي بده که هر وقت يه چيزي از خدا ميخوايم بريم سراغش ، پس توو اين ماه اينو تمرين کن که خدا رو براي خداييش دعا و ستايش کني نه براي مشکلات خودت... خيلي توصيه شده که توو اين ماه قرآن خونده شه و روزه گرفته شه ، ميدونستي تنها سوره ي قرآن که تمام آياتش درمورد خداست سوره ي توحيده؟ پس اين روزا عين صلوات که هميشه ورد زبونته سوره ي توحيد رو هم بخون... سعي کن توو اين ماه اينو درک کني که دعا و عبادت براي چيه ، فقط براي حل کردن مشکلاتت سمت خدا نرو ، سعي کن با خوندن قرآن به اين باور برسي که چرا خدا اين ماهو براي ماها گذاشته. و قال ربکم ادعوني استجب لکم ان الذين يستکبرون عن عبادتي سيد خلون جهنم داخرين و خداي شما فرمود که مرا با خلوص دل بخوانيد تا دعاي شما مستجاب کنم و آنان که از دعاي من اعراض و سرکشي کنند زود با ذلت و خواري در دوزخ شوند سوره ي مومن آيه ي 60 شايد روزه گرفتن توو تابستون خيلي سخت و مشکل باشه ، ولي اينو هم بدون که هرچي سختي بيشتر باشه اجر و ثواب هم بيشتر ميشه. اين ماه ماهه خود سازيه و رمضون ماه عمل ، پس اگه فکر ميکني نميتوني روزه بگيري توو اين ماه تمرين کن و خودتو آماده کن واسه ماه رمضون... پيامبر اين ماه به معراج ميره و توو ماه رمضون قرآن بهش نازل ميشه ، پس بدون که اگه ميخواي براي شب قدر پاداش و قبولي حاجت داشته باشي بايد از همين الان شروع کني... ايشالا که دير نجمبيو به چيزي که بايد برسي ، برسي... و من يعمل سوءا او يظلم نفسه ثم يستغفر الله تجد الله غفورا رحيما هر که عمل زشتي از او سز زند يا به خويشتن ظلم کند سپس از خدا طلب آمرزش و عفو کند خدا را بخشنده و مهربان خواهد يافت سوره ي نساء آيه ي 110 و اذ تاذن ربکم لئن شکرتم لازيد نکم و لئن کفرتم ان عذابي لشديد و باز به خاطر آريد وقتي که خدا اعلام فرمود که شما بندگان اگر شکر نعمت به جاي آوريد بر نعمت شما مي افزاييم و اگر کفران کنيد به عذاب شديد گرفتار ميکنيم سوره ي ابراهيم آيه ي 7 اميد وارم به اين صحبت ها عمل کني ، باور کن شايد ماه رجب سال بعد ديگه روو زمين نباشي ، پس قدر بدون يا حق...
|
دلم از دست همه گرفته...
از تمام کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است
از هويت هاي ميز نشان
از بله هاي از سر اجبار
از طلبههايي که طالب علم نيستند
از دانشجوياني که دانشجو نيستند
از تمام کرهايي که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده
از اندامهاي به مزايده گذاشته شده
از انسانهاي ارزان قيمت
از اعتقادهاي حراجي
از حرفهاي مفت
از وعدههاي سر خرمن
از ناديدني هاي ديدني!
از صورتهايي که بوم نقاشي اند
از متهماني که شاکي اند
از تمام کساني که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها مي دانند
از تمام خونهايي که رنگين ترند
از آنان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند
از آنان که عشق را به بهاي love سه طلاقه کرده اند
از تمام کساني که در لغت نامه هاي ذهنشان بين مظلوم و تو سري خور علامت تساوي است
از ولايت ناشناسان
از کوفياني که دم به ساعت مي گويند( اين الطالب به دم المقتول به کربلا)
از کوفياني که اهل کوفه نيستند
از کوفياني که براي مهدي(عج) نامه مي نويسند
از تمام آنان که فکر مي کنند کوفيان شاخ داشتند
از تمام آنان که فکر مي کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص يا ... دم داشتند
از سياستمداران بي دين
از متدينين بي سياست
از تمام آنان که دين و سياست را از هم جدا مي دانند
از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند
از آنان که در هر ميداني دم از استقلال و پيروزي مي زنند الا ميدان جنگ
از عروسکهاي بالماسکه
از وطن دوستان وطن گريز
از زنان مرد صفت
از مردان زن صفت
از همه آنان که شهدا را براي تيراژ مي خواهند
از همه آنان که« نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند
از راي هاي ممتنع
از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند
از همه چيز داران بي همه چيز
از امانت داران خائن
از کفهاي روي آب
از زنگارهاي روي آينه
از مسلمانان مسلمان کش
از پشتهايي که هميشه رو در روي خصم اند
از تمام آنان که به تقاضاي مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع مي گويند
از آناني که بي حجابند
از آنان که خود حجابند
از بلاهايي که از دماغ فيل نازل شده اند
از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجو مي کنندو کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه!
از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزي تبديل مي کنند
که فردا حسرتش را خواهند خورد؟
از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند
از آنان که پرچمند اما بيرق و علم نيستند
از آنان که کلفتي گردن خود را بيش از تيزي ذوالفقار مي دانند
از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند
از چشمهايي که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدند و در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را نديدند
از آنان که در صفين تنها قرآن سر نيزه را باور کردند و در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را باور نکردند
از تمام آنان که قرآن را بر نيزه کردند
از من که منم، از تو که تويي، من و تو که ما نيستيم و ما که فناي در او نيستيم...
از خنجرهايي که بر پشت مي نشيند
از آنان که ني را به گيتار مي فروشند
از آنان که با شنيدن نام « خردل » به ياد چاشني غذا مي افتند
از آنان که با شنيدن نام « موج » تنها به ياد جزاير هاوايي مي افتند
از آنان که با شنيدن نام « توپ » مارادونا در خاطرشان زنده مي شود
از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از آنان که مي بينند و مي گذرند
از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از آب گل آلود نان
از تمام مجذوبين باغهاي سبز که هيچ گاه توي باغ نيستند
از سگهاي بي وفا
از اسبهاي نانجيب
از خروسهاي بي دم
از مورچه هاي تنبل و بي کار
از زنبوراني که همه چيز دارند الا عسل
از کلاغهاي بي حيا
از قلندراني که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند
از اشتراني که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند
از خرسهايي که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند
از گاوهايي که هيچ ندارند الا دو شاخ
از شتر مرغها که نه مي برند و نه مي پرند
از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند
از آنان که منتظرند محرم گردد يک مو زسر ... و از ياد برده اند
کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا
از آنان که چوبه محمل و سر زينب را ديدند و منبر و منطق او را نه
از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح از شهدا مي گيرند
از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا
از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا
از رفيق
از آنان که بازي مي دهند
از آنان که بازي مي خورند
از بازي ها ! از بازي ها ! از بازي ها!
دلم از دست همه گرفته
به تازگي روايتي از مولاي وجود، اميرالمؤمنين علي(ع) که آدم و عالم شيفته نام و جمال اوست، درباره حضرت صاحبالزمان(عج) ميخواندم که من را بسيار متأثر کرد. حضرت در اين روايت در چهار کلمه غربت، فرزندشان مهدي(عج) را اينگونه تعريف ميکنند: «صاحب هذا الامر الشريد الطريد الفريد الوحيد»! صاحب اين امر، آواره طردشده توسط مردم و يگانه و تنهاست (بحارالانوار / ج 51 ص 120)؛ دو کلمه تکاندهنده اول اين روايت، طردشده آواره است. آقايي که اختيار همه عالم به دست اوست و خير و برکات وجودي او به جوامع اسلامي و بلکه به همه ملل ميرسد، اما طردشده و آواره و غريب است.
چقدر اين تعابير کشنده است! اگر کمي به دور و برمان بيشتر نگاه کنيم، مصاديق اين طردشدگي و آوارگي را به عيان ميبينيم؛ اين همه براي سلامتي خود و اهل و عيالمان صدقه ميدهيم، اما براي اماممان؟ اين همه در قنوت و تعقيب نمازهايمان براي حوايج ديني و دنيوي خود دعا ميکنيم، اما براي اماممان؟ اين همه در منابر در پايان کلام خطبا و ائمه جمعه و جماعات و سخنرانان ما دعاهاي گوناگون ميشود، اما دعا براي امام زمان غالبا پس از دعاهاي خودمان است. تو گويي قرض مقروضان، شفاي بيماران، خانه براي اجارهنشينان، دعا براي جوانان و ... از ظهور آقا مهمتر است که بيش و پيش از همه بر زبانها جاري ميشود.
بياييد قدري به عبارات تکاندهنده روايت بنگريم و درباره آن بيشتر تأمل کنيم: طردشده آواره! از خود بپرسيم چه کساني امام زمان را از ميان خود طرد کردهاند؟ جز ما چه کساني باعث آوارگي حضرت در قرنهاي متمادي شدهاند؟ جز ما چه کساني او را تنها و بيکس رها کرده و سرگرم امور روزمره خويش شدهاند؟ آيا جهان کوفه شده است و ما اهل کوفه شدهايم و علي زمان را تنها گذاشتهايم؟ آقا ما را ببخش، شعار «ما اهل کوفه نيستيم» سر ميدهيم، اما تو را تنها گذاشتهايم! بعضي از ما شيعيان، هفته به هفته و ماه به ماه زيارت آل ياسين نميخوانيم و با تو هيچ انسي نداريم! اکنون گويا حاجات تو از خدا در صدر و بالاي حاجات و تقاضاهاي ما قرار ندارد و اصولا نميدانيم شما از خدا چه ميطلبيد که ما براي برآورده شدن آنها دعايي بکنيم! تو خود روح دعا و عين اجابتي!
آقا ما را ببخش که برخي و بسياري از ما شيعيان، کاري به آوارگي و رانده شدن شما از جامعه نداريم و سرگرم کار خويشيم. براي سلامتيات از گزند آسيبهاي دشمنان و رفع ملامتها از جان شريفت دعايي نميکنيم.
نميدانيم کجايي و براي ما مهم نيست که چه ميکني و در کارهاي روزمرهات با چه مشکلاتي روبهرو هستي. حتي به اندازه کارهاي عادي و دنيوي خودمان به فکر شما نيستيم.
در اين همه مدت شيعه بودن، دستکم به اندازه يک چک برگشتيمان، بيماري فرزندمان، قبول شدن فرزندمان در کنکور يا تصادف نزديکانمان و ... نگران غيبت و نديدن جمال مبارکت نشدهايم!
بر سر سفره احسان حضرتت نشستهايم، ولي از شما که صاحب سفره هستيد، کاملا غافليم.
آقا ما را ببخش که با اين رويکردمان به حضرتت، باعث طولاني شدن امر غيبتت شدهايم و جهان را به دست مشتي قدارهبند بيمنطق، فاسد، عياش، هرزه، ستمگر ... سپردهايم.
ما را ببخش اگر قرآن ختم ميکنيم، اما براي خود و امواتمان، سهمي از اين قرآن خواندنها و صلوات فرستادنها و ... را به مادر مجللهات حضرت نرجس خاتون ـ سلام الله عليها ـ که تمام سال روزه بود و شبها تا به سحر در سجده، هديه نميکنيم.
براي سلامتي تو نذر و نياز نميکنيم، قرباني نميدهيم، روزه مستحبي نميگيريم. آقا ما را ببخش روزها و شبها و هفتهها و ماهها ميگذرد، اما با تو خلوتي نکرده و درددلي نميکنيم.
گاه بعضي از ما درباره حضرتت سخن ميگويند و شما را خيمه به دوش فاطمه، صحرانشين فاطمه، صحراگرد فاطمه ... مينامند. انگار نه انگار که تو حجت خدا در ميان مردم عالم هستي و نبايد به بيابانها پناه ببري!
آقا ما را ببخش که معرفت ما نسبت به حضرتت آنقدر کوتاه و ساده و گاه سخيف است که يا تو را ساکن کويرهاي ناشناخته دانستهايم و يا ساکن جزيره خضرا و مثلث برمودا و فارغ از اينکه خدا قادر است تو را در ميان جامعه بيآنکه شناخته شوي حفظ کند و کرده است، بيآنکه نياز به اقامت تو در ميان جزيرهها و کويرها باشد!
آقا از اين همه بيادبي و بيحرمتي، کمتوجهي، کمعنايتي، کماهميتي ما نسبت به خودت بر ما ببخش.
آقاي من، ما را ببخش که بدجوري اهل کوفه شدهايم.
يا ايها العزيز، مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجات فأوف لنا الکيل و تصدق علينا، انّ الله يجزي المتصدقين.

توي زندگيتون تا حالا پيش اومده که از يکي خيلي بدتون بياد ولي هيچ موقع ابراز نکنيد؟ و احساس کنيد اونم دقيقا همون احساس رو به شما داره؟
و همينطور از يکي خوشتون بياد، بعداً معلوم شِه اونم از شما خوشش مياومده؟
يکي از دوستام ميگفت يه روز که رفته بودم بانک، تا چشمم به تحويلدار بانک افتاد، ناخودآگاه احساس کردم اصلا ازش خوشم نمياد، گذشت تا اينکه وقتي نوبتم رسيد و باهاش سلام و عليک کردم، بِهِم گفت آقا ببخشيد ولي من اصلا از شما خوشم نمياد، همينطور که بُهتَم زده بود بهش گفتم راستش منم از شما بياختيار خوشم نمياومد ولي به روم نياوردم!!.
عجيب بود! نه؟!
حالا ذهنتون را از بديها و بد اومدنا جارو کنيد و بياين سر محبت و دوست داشتنهايي که مثل نسيمي تو دل ميوزَد و سينه رو خنک ميکنه.
بعضي وقتها دل آدم برا چيزهايي غش ميره که حتي يک بار هم اونارو نديده.
بذاريد واژههامو اصلاح کنم، و اينطور بگم که: من با چشمِ سرم نديدم اما از کجا معلوم، شايد دلم با چشماي خودش ديده؟!
داستان دل و عاشق شدناشو اينا، داستاني پر سوز و گدازِ که حکايتهاي هفتاد من دربارهاش گفته شده که هر چه بيشتر پاي آن مي نشيني بيشتر ميفهمي که دل آدمي، آدمي است کامل که سر و چشم و گوش دل رو يکجا دارد و ميبيند و ميپسندد و ميخواهد و...
اين معادلهي دو مجهولي رو براي بدست آوردن کساني که هي دلتونو ياد ميکنن حتماً حل کنيد:
دل شما هر روز چند بار ياد کي ميافته؟؟!!
شما ميگيد دل تو اين کاراش حساب و کتابي هم داره؟
يا نه، همينجوري يه بار از اين خوشش مياد و يه بارم از اون؟
قبل از اينکه شما نظرتون رو ارسال کنيد من نظرمو بگم؟
به نظر من همونطور که خودمون کوچولو بوديم و، کم کم بزرگ شديم و، در اين حرکت از هر روزمون يه خوشه برداشتيمو، رو حساب يا بيحساب يه چيزايي رو ياد گرفتيم و، خلاصه ته کار شديم آدم الان، با اين طرز تفکرِ...! و با اين علاقهها و سليقهها؛ دلمونم اولش کوچولو بود و ساده و پاک، که کم کم بزرگ شد و مطابق آنچه بخوردِش رفته بود بار اومد.
دلمون هم واسه خودش سليقهدار شد.
و نتيجهي حرفم اينکه دل هم بي حساب و کتاب جايي نميره، بلکه هر طور که بار اومده با همون فرهنگ و با همون ملاک و معيار کار ميکنه.

حسن ميگه به امام رضا گفتم: ما رو از دعا فراموش نکنين.
امام فرمودند: تو فکر ميکني من تو رو يادم ميره؟
کار سخت شد!!
خودمون کم بوديم حالا بايد دلمون رو هم بپّاييم که کجاها ميره و با کيا ميگرده.
بله! واقعاً بايد دلمونو بپّاييم که با کيا دمخوره؟، از کيا خوشش مياد؟، و کيا رو هي ياد ميکنه؟
راستي دل شما هر روز چند بار ياد کي ميافته؟؟!!
اين معادلهي دو مجهولي رو براي بدست آوردن کساني که هي دلتون رو ياد ميکنن حتماً حل کنيد.
اگر دلتون روزي دو سه بار ياد کاراي بد بد ميکنه، بدونيد اونکه عاشق کاراي بده (همون شيطونو ميگم ديگه) دقيقا همون موقع اونم تو نخ شماست.
و اگه با آدم خوبا و کاراي خوب و ... دمخوره، مطمئناً حور و پري هم با دل تو دم خورند.
باور کنيد حرفام درباره رفت و آمدهاي دل راسته! ميگيد نه! اين داستانو گوش کنيد.
يک روز آقايي به نام "حسن ابن جهم" امام رضا _عليه السلام_ رو ميبينه و...
حسن ميگه به امام گفتم: ما رو از دعا فراموش نکنين.
امام فرمودند: تو فکر ميکني من تو رو يادم ميره؟
حسن ميگه: تا امام اين جواب رو دادند پيش خودم فکر کردم و با خودم گفتم: خوب ايشون که برا شيعيان و دوستانشون دعا ميکنن، منم که از شيعيانشون هستم؛ و جواب امام رو دادم که: نه! شما منو فراموش نمي کنين.
امام فرمودند: چطور اينو فهميدي؟
گفتم: من از شيعهها و دوستاي شمام و شما هم که برا شيعههاتون دعا ميکنين!
بعدش امام فرمودند: بغير اين، چيز ديگهاي هم فهميدي؟
حسن ميگه گفتم: نه!
و امام فرمودند: هر وقت خواستي که بداني پيش من چه داري! نگاه کن به آنچه که من در نزد تو دارم.
يعني ببين من تو دلت برات چه جاگاهي دارم و از اون نتيجه بگير که تو هم پيش من در همون جايگاهي.
داستان جالبي بود! نه؟!
حالا فکر کنم با اين حديث باورتون شده باشه که "دل به دل راه داره"
و باورتون شدهباشه که " دل هر جا که بهش عادت کرده و خوشش اومده و باهاش بزرگ شده راه ميزنه"
و باورتون شده که "از اين به بعد بايد حواسمون به رفت و اومداي دلمون باشه که با کيا بِده بستون داره"
فکر کنم وقتشه که همين امروز، بي معطلي، بريم سر صندوقچهي دل و، ببينيم چيا از کيا داره و بعد بفهميم که از خودمون چي پيشِ کي داريم.
يه نکته رو حيفم اومد راجع به "حسنِ" قصهمون نگم و اون اينکه ايشون چه آدم بزرگي بوده که دلش دمخوره دل نازنيني چون امام رضا _عليه السلام_ بوده.
خدا کنه که طاق دلتون رنگ "رضا" بگيره و، حال دلتون ياد "رضا" باشه
يا حق

منبع: سايت تبيان

واقعه غدير حادثهاى تاريخى نيست که در کنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يک سرزمين نيست. يک تفکر است، نشانه و رمزى است که از تداوم خط نبوّت حکايت مى کند. غدير نقطه تلاقى کاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
آرى غدير يک سرزمين نيست، چشمه اى است که تا پايان هستى مى جوشد، کوثرى است که فنا برنمى دارد، افقى است بى کرانه و خورشيدى است عالمتاب.
و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت شناخته شد. روز نعمت، روز شکرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريک و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تکميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى که پيروان واقعى مکتب حياتبخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريک مى گويند.
... الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا ...امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.
فرات بن ابراهيم کوفي از امام صادق عليه السلام نقل مي کند که ايشان به نقل از پيامبر اکرم فرمودند :يوم غدير خم افضل اعياد امتي ؛روز غدير بزرگترين عيد امت من است .حسن بن راشد مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم: غير از عيد فطر و قربان براي مسلمانان عيد ديگري هم هست؟ فرمودند: بلي و اين عيد از آن دو عيد ديگر با فضيلت تر است .گفتم کدام روز است ؟فرمود: روز هيجدهم ماه ذي حجه عيد غدير خم .عرض کردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالي انجام دهيم؟ فرمودند: روزه بگيريد بر محمد و آلش صلوات بفرستيد ...... يقين بدانيد انبيا عليهم السلام روزي که وصي خود را نصب مي کردند امر مي کردند که آن روز را جشن بگيرند.
اعمال غدير
حادثه غدير حادثه بزرگي است و عيد غدير عيدي بزرگ و شايد شريفترين عيد مسلمانان است. در بيان ائمه عليهم السلام براي اين روز بزرگ اعمالي وارد شده است که به برخي از آنان اشاره مي شود:
1ـ تحکيم بيعت با ولايت
همانگونه که پيامبر اکرم بعداز نصب امام علي عليه السلام به امامت مسلمين به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بيعت کنند در سالروز آن حماسه جاويد پيامبر تجديد آن بيعت سفارش شده است. لذا زيارت اميرالمومنين و ساير ائمه مستحب است. به همين منظور ادعيه زيادي نيز وارد شده است.
2ـ اظهار سرور و شادماني
در وصف شيعه و شيعيان گفته شده است که به شادي ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است که عيد غدير شادي بخش ترين عيد ائمه است و شادماني شيعه در اين روز فرض است و هارون گويد در روز هيجدهم ذيحجه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم که فرمود: حقا که روز غدير روز عيد فرح و سرور است .در روز عيد غدير اظهار فرح و امير المومنين علي عليه السلام نيز فرمودند :
در روز عيد غدير اظهار فرح و شادماني کنيد و برادران مسلمان خود را نيز شاد گردانيد.
3ـ مصافحه کردن
مصافحه يا دست دادن از آداب اسلامي است و در روز عيد غدير به آن تاکيد بيشتري شده است. امام علي عليه السلام فرمودند: روز عيد غدير هنگامي که يکديگر را ملاقات مي کنيد با هم مصافحه کنيد.
ذکر مخصوص اين روز نيز هنگام مصافحه سفارش شده است؛ الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولايت اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام .ترجمه سپاس خداي را که ما را از جمله درآويختگان به ولايت اميرالمؤمنين علي و ائمه عليهم السلام قرار داد.

4ـ پيمان اخوت و برادري
از برنامه هاي اسلام ايجاد اخوت و برادري است. و به همين منظور پيامبر اکرم بين مسلمانان مهاجرين و انصار پيمان برادري بست و با پيمان اخوت علي را با خويش برادر نمود و در برخي از زيارات که خطاب به پيامبر مي خوانيم: السلام عليک و علي اخيک علي بن ابيطالب عليه السلام يعني سلام بر تو و برادرت علي اشاره به همين برادري است .پيمان برادري و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدير است و صيغه مخصوصي دارد که در مفاتيح الجنان آمده است.
5ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ويژه اسلامي است. اما در ايام بزرگ مثل عيد غدير بر آن تأکيد بيشتري شده است. در سيره امام حسن عليه السلام است که ايشان روز عيد غدير مهماني مي داد و شخص امام علي عليه السلام نيز در آن مراسم شرکت مي کرد .
6ـ صله رحم
صله رحم از پسنديده ترين آداب اسلامي است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تأکيد فراوان نموده است. اما در روز عيد غدير بر اين نکته سفارش بيشتري شده است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: از کارهايي که در روز عيد غدير مستحب است صله رحم است.
7ـ رفع حاجت مؤمنان
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالي است که اسلام براي آن ارزش خاصي قائل شده است و ائمه آن را از چند طواف برتر مي دانند. در روز غدير اين عمل فضيلت بيشتري دارد. امام علي عليه السلام فرمودند :
کسي که مؤمنان را در روز غدير تکفل کند نزد خداي متعال من ضامنش هستم که از کافر شدن و پريشان شدن در امان باشد يعني رفع حاجت مؤمنان سبب عاقبت به خيري است .
8ـ غسل کردن و لباس نو پوشيدن
امام صادق عليه السلام فرموده اند در روز عيد غدير پاکيزه ترين لباسهاي خود را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوي حاصل مي شود و با نظافت طهارت ظاهري.
9ـ تشکيل اجتماع
در روز عيد غدير به جهت يادآوري روزي که پيامبر به امر خداوند علي عليه السلام را به امامت امت اسلامي نصب کرد، بجاست در مراکز گوناگون گرد آييم و به ياد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشيم. ائمه سفارش کرده اند که به جهت يادآوري مقام محمد صلوات الله عليه و آل او عليهم السلام اجتماعات تشکيل بشود .و خود نيز از اين گونه اجتماعات برپا مي داشتند .
10ـ دعا روزه و عبادت
روزه و دعا از اعمالي است که در همه اعياد مورد سفارش و تأکيد است خاصه در روز عيد. غدير حسن بن راشد گويد: از امام صادق عليه السلام درباره عيد غدير پرسيدم و حضرت فرمود: اين عيد از عيد قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگيريد و بر محمد و آلش زياد صلوات بفرستيد
|
| |
|
گفتم: چقدر احساس تنهايي ميکنم گفتم: تو هميشه نزديکي؛ من دورم... کاش ميشد بهت نزديک شم گفتم: اين هم توفيق ميخواهد! گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشي گفتم: با اين همه گناه... آخه چيکار ميتونم بکنم؟ گفتم: ديگه روي توبه ندارم گفتم: با اين همه گناه، براي کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتم: يعني بازم بيام؟ بازم منو ميبخشي؟ گفتم: نميدونم چرا هميشه در مقابل اين کلامت کم ميارم! آتيشم ميزنه؛ ذوبم ميکنه؛ عاشق ميشم! ناخواسته گفتم: الهي و ربي من لي غيرک گفتم: در برابر اين همه مهربونيت چيکار ميتونم بکنم؟ يا ايها الذين آمنوا اذکروا الله ذکرا کثيرا و سبحوه بکرة و اصيلا هو الذي يصلي عليکم و ملائکته ليخرجکم من الظلمت الي النور و کان بالمؤمنين رحيما با خودم گفتم: خدا... خالق هستي... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشيم؟! ... ... ...
| |











.gif)





نام: | |
ايميل: | |
| ||
| ||
| |